گزنفون ( مترجم : رضا مشايخى )

106

كورشنامه ( فارسى )

شما قرار گيرند تا به خوبى قادر به كشتن و قلع‌وقمع دشمن شويد . بهترين راه در تفوق بر دشمن اين است كه از كشت‌وكشتار مضايقه نشود . چنان‌چه پيروز شديم بايد از آنچه فاتحين را سرنگون مىكند احتراز جوييم ، يعنى به قتل و غارت نپردازيم . كسى كه به چپاول دست بيالايد از زمرهء آدميان نيست نام جانور براى او سزاوارتر است . چنين كسان بايد برده و اسير شوند چون لياقت نام و عنوان درخشان فاتح ندارند . هيچ‌چيز در دنيا پربركت‌تر از پيروزى نيست ، زيرا تحت رايت پيروزى است كه كشورى با زنان و مردان ، با ثروت و گنجينه‌اش در اختيار شما قرار مىگيرد . سعى كنيد خود را لايق چنين مرتبت متعالى نشان دهيد ، چه در چنين منزلتى است كه حتى يغماگران نيز سر طاعت پيش شما فرو خواهند آورد . در حين تعاقب دشمن تا روز است به من مراجعه كنيد . چون شب شد ديگر كسى را بار نخواهم داد . » سپس دستور داد عين اين تعاليم را سران هر رسد براى گروهبانان و آنان نيز براى افراد و جوخه‌ها بيان كنند . آن‌گاه هيركانيان در صفوف مقدم و پارسىها در قلب سپاه قرار گرفتند . جناحين به سواره‌نظام محول شد و سپاه مهاجمين با نظم و ترتيب حركت كرد . و اما چون رفته‌رفته روشنايى همه‌جا را فرامىگرفت ، دشمنان از آنچه به چشمان خود ديدند غرق حيرت و هراس شدند . يكى فرياد برآورد كه چه خبر است و ديگرى هراسان به هرسو مىدويد . دسته‌اى به سراغ اسبان خود دويدند ، گروهى شتابان به جمع‌آورى اثاثهء خود پرداختند ، اسبان باركش را بسرعت بار مىكردند ، زنان را با شتاب بر ارابه‌ها سوار مىكردند ، هركس هرچه عزيز و گران‌قيمت داشت به سينهء خود مىچسباند ، غوغاى عظيمى برپا شد ، عده‌اى از همان به دو كار آهنگ فرار كردند . همه به هر فكرى بودند جز اين‌كه اسلحه به دست بگيرند و به دفاع در برابر دشمن بپردازند . در يك لحظه اردوى خصم متلاشى شد . كرزوس ، سلطان ليدى ، به سبب فصل تابستان ، زنان خود را شبانه با ارابه‌ها به پيش فرستاده بود تا از خنكى شب استفاده كنند . خود با سواران متعاقب آنان حركت كرده بود . گويند فريژىها نيز كه در حدود هلسپن اقامت داشتند به همين ترتيب روانه شده بودند . چون افراد فرارى به آنها رسيدند و از ماوقع مطلع شدند ، با شتاب فراوان اسبان خود را به تاخت درآوردند . اما شاه كاپادوسى و امير اعراب به دست هيركانىها گرفتار شدند از تيغ بران مهاجمين به خاك‌وخون غلتيدند . بزرگترين كشت‌وكشتار بين آسورىها و اعراب صورت گرفت كه كاملا غافل‌گير شده بودند . هيركانىها و مادىها ، كه پيشاپيش حركت مىكردند ، به تعاقب فراريان پرداختند . كورش به سوارانى كه در ركابش بودند امر داد كه اردوگاه را متصرف شوند و هركس را با اسلحه يافتند بكشند . ولى كسانى را كه سلاح در دست ندارند نكشند ، بلكه با آنچه در اختيار دارند از سلاح و